خرید بک لینک
اطلاعات گردآوری‌شده درباره انواع ارزشهاي اجتماعي را در ادامه مطالعه کنید.- ارزش های اخلاقی:احکام و رفتارهای دستوری که سعی در سوق دادن جهت رفتار و اندیشه انسان ها دارد و شامل تشویق به اَعمالی مانند: احسان کردن، ایثار کردن و یا خودداری از اَعمالی مثل: دروغ، دزدی، قتل و تجاوز می شوند.- ارزش های اقتصادی:ارزش های مادی که شامل: پول، دارایی و تملک کالاها می شود.- ارزش های ملی و سیاسی:مانند: احترام به اصول ناب ملی یا انقلابی مردم، عدالت اجتماعی و تأمین رفاه اجتماعی.- ارزش های دینی:ارزش های مقدس و معنوی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حامد قاسمی تاريخ: جمعه 2 مرداد 1405 ساعت: 12:50

نوشتن كتاب

این مطلب برای آشنایی بیشتر با نوشتن كتاب تهیه و تنظیم شده است.



نویسندگی، ترکیبی از آموزش و تجربه است و تجربه ی علمی سهم قابل توجهی در آن دارد. برای دست یافتن به اینکه «چه باید نوشت؟»، شناخت زمان و نیازها و اولویت ها مؤثر است. حضور در جامعه به این شناخت کمک می کند. برای «چگونه نوشتن» نیز لازم است در سه محور کار جدی صورت گیرد: 1. آموزش؛ 2. تجربه و تمرین؛ 3. مطالعه ی آثار خوب. نکته آموزی از شیوه ی نویسندگان بزرگ و توجه به رموز جاذبه های آثار جذاب، بر توان قلمی ما نیز می افزاید.

برچسب: نویسنده: حامد قاسمی تاريخ: جمعه 2 مرداد 1405 ساعت: 12:50

سياه چاله هامروری بر سياه چاله ها و نکات مهم آن را در ادامه بخوانید.دو بعدی شدن اجسام در درون سیاهچاله ها از دیدگاه قرآن کریم همانطور که می دانید مطابق نظریه جهان های موازی ممکن است بی نهایت جهان دیگر به موازات جهان های ما در هستی وجود داشته باشد که به صورت حباب هایی در حال حرکت هستند. و حتی گاهی با هم برخورد و ادغام می شوند،دانشمندان می گویند یکی از راهای محتمل ارتباط این جهان ها با هم کرمچاله ها هستند. بر پایه تعدادی از نظریه ها نیز مقداری از تکینگ یا ماده جهان ما در هنگام انفجار بزرگ یا بیگ بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حامد قاسمی تاريخ: جمعه 2 مرداد 1405 ساعت: 12:50

آرزو هاي سوار بر باداگر درباره آرزو هاي سوار بر باد پرسش‌هایی دارید، مطالعه این مطلب می‌تواند پاسخگوی آن‌ها باشد.در اتوبوس نشسته بودم به من شرح داد خواهرم در فلان ایستگاه پیاده خواهم شد .. بوی تند عرقش پیچیده بود، خودش خوابش برده بود روی صندلی اتوبوس. خسته خسته خسته. مثل بچه ای در انتهای روزی سخت خوابش برده بود، سرش را تکیه داده بود به شیشه پنجره و آرام نفس می کشید. اخم کرده بود و پیدا بود در خوابها هم دنیای قشنگی منتظرش نیست. به پینه دستهاش نگاه کردم، به لباسهای کهنه اش، به کفشهای کهنه ترش. نگاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حامد قاسمی تاريخ: جمعه 2 مرداد 1405 ساعت: 12:50

وصیت نامه ی خواندنی و زیبای آلبرت انیشتین:

در این مطلب نکات مهم و اطلاعات مرتبط با این موضوع را مرور می‌کنیم.


اگر آنچه را که گفتم برایم انجام دهید ، همیشه زنده خواهم ماند 

برچسب: نویسنده: حامد قاسمی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 1:08

جمله ايي از قرآن

در ادامه اطلاعات مربوط به این مطلب و نکات قابل توجه آن را مشاهده می‌کنید.

 

برچسب: نویسنده: حامد قاسمی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 1:08

ذكر

در ادامه اطلاعات مربوط به این مطلب و نکات قابل توجه آن را مشاهده می‌کنید.

چقدر از این الحمدلله ها گفتیم و فکر کردیم
که شاکر هستیم؟!

برچسب: نویسنده: حامد قاسمی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 1:08

عارفی سی سال، مرتب ذکر می گفت؛استغفر اللهمریدی به او گفت؛چرا این همه استغفار میکنی،ما که از تو گناهی ندیدیم!جواب داد؛سی سال استغفار من به خاطر یک الحمدالله نابجاست!روزی خبر آوردند بازار بصره آتش گرفتهپرسیدم؛حجره من چه؟گفتند حجره شما نسوخته،گفتم؛ الحمدالله...!معنی آن این بود که مال من نسوزد،مال مردم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حامد قاسمی تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 3:50

از جملاتِ قران که یقه آدم را محکم میگیرد یکی هم همین است "لَقَدْ جِئْتُمُونَا فُرَادَى كَمَا خَلَقْنَاكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ " که یعنی شما به ما تنها باز میگردید چنان که تنها آفریده شدهاید. بی تعارف میگوید همه آنچه میاندوزید، چاره تنهایی نیست. تنهایی سرنوشتِ محتومِ آدمیزاد است. سرنوشتی که از روزِ نخست رقم خورده. به قول مصطفی ملکیان به نقل از امام فخرِ رازی همین یک آیه برای تحولِ همه انسانها کافی است. همین یک آیه یادمان میدهد که چراغ به دست بگیریم و در درون خود مان به دنبالِ گم شدهها بگردیم، که خوشبختی هر چه هست مسئولیتِ فردی تک تکِ ما است، که به خود مان امید داشته باشیم و از خودمان بترسیم. تنهایی هم سرشت هم سر نوشت آدمیزاد است. ادامه مطلب

برچسب: جمله ایی از بزرگان,جمله ایی از حضرت زینب, نویسنده: حامد قاسمی تاريخ: پنجشنبه 20 آبان 1395 ساعت: 2:10

روزی فرا خواهد رسید که جسم من آنجا زیر ملحفه سفید پاکیزه ای که از چهار طرفش زیر تشک تخت بیمارستان رفته است، قرار می گیرد و آدم هایی که سخت مشغول زنده ها و مرده ها هستند از کنارم می گذرند.آن لحظه فرا خواهد رسید که دکتر بگوید مغز من از کار افتاده است و به هزار علت دانسته و ندانسته زندگیم به پایان رسیده است.در چنین روزی ، تلاش نکنید به شکل مصنوعی و با استفاده از دستگاه زندگیم را به من برگردانید و این را بستر مرگ من ندانید. بگذارید آن را بستر زندگی بنامم. بگذارید جسمم به دیگران کمک کند که به حیات خود ادامه دهند.چشمهایم را به انسانی بدهید که هرگز طلوع آفتاب ، چادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حامد قاسمی تاريخ: جمعه 30 مهر 1395 ساعت: 3:34

در اتوبوس نشسته بودم به من گفت خواهرم در فلان ایستگاه پیاده خواهم شد ..بوی تند عرقش پیچیده بود، خودش خوابش برده بود روی صندلی اتوبوس. خسته خسته خسته. مثل بچه ای در انتهای روزی سخت خوابش برده بود، سرش را تکیه داده بود به شیشه پنجره و آرام نفس می کشید. اخم کرده بود و پیدا بود در خوابها هم دنیای قشنگی منتظرش نیست. به پینه دستهاش نگاه کردم، به لباسهای کهنه اش، به کفشهای کهنه ترش. نگاه کردم به رد زشت زندگی روی تمام چین های صورتش. به ریش جوگندمی تیغ تیغی که او را پیرترنشان می داد و اصلا شبیه مردهای جذاب ته ریش دار مجله های مد نکرده بود. چقدر بد است که دنیای دارا وادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حامد قاسمی تاريخ: پنجشنبه 15 مهر 1395 ساعت: 12:02

قرار بود با سواد شویمیک عمر صبح زود بیدار شدیم... لباس فرم پوشیدیم... صبحانه خورده و نخورده... خواب و بیدار... خوشحال یا ناراحت ...با ذوق یا به زور... راه افتادیم به سمت مدرسهقرار بود با سواد شویمروی نیمکت های چوبی نشستیمصدای حرکت گچ روی تخته ی سبز رنگی که می گفتندسیاه است را شنیدیم با زنگ تفریح نفس راحت کشیدیم و زنگ آخر که می خورد مثل یک پرنده که در قفسش باز می شود از خوشحالی پرواز کردیمقرار بود با سواد شویمبند دوم انگشت اشاره مان را زیر فشار قلم له کردیم و مشق نوشتیم به ما دیکته گفتندتا درست بنویسیمگفتند از روی غلط هایت بنویستا یاد بگیری،ما نوشتیم و یاد گرفادامه مطلب

برچسب: قرار بود با صدای پویا بیاتی,قرار بود همین شب قرارمان باشد,رمان قرار بود مادر بشم اما,قرار بود میزان رای ملت باشد,قرار بود قرار هم باشیم,قرار بود تکیه گاه باشی,قرار بود فقط بیقرار من باشی,قرار بود آن مرد رفته باشد,ما قرار بود فرشته باشیم, نویسنده: حامد قاسمی تاريخ: چهارشنبه 7 مهر 1395 ساعت: 22:42

عزیز که پُشتی ها و قالیچه ی ایوونو جمع میکرد، نشستم رو میله ها و پرسیدم: چرا جمع میکنی عزیزجون؟ گفت: مادر پاییز داره میشه برگا میریزه رو قالیچه، تمیز کردنشون سخته، کلافم میکنه! یه نگا به موها حنابستش میندازم و یواش میگم: مامان میگه اونموقع ها تا وسطا پاییز که هوا سرد شه، بساط ایوون پهن بود. - اونموقع ها این شکلی نبود مادر. که پاییز میشه تنگ غروبی دلت میخواد از غصه بترکه. پاییزاش یه شکل دیگه بود. شبا میشستیم دور هم انار خورون، گل میگفتیم، گل میشنفتیم. آقا جونت که رفت، دیگه پاییز اون پاییز نشد. نگاش میکنم؛ روسریشو میگیره جلو صورتش و ریز میخنده: یادش بخیر یهادامه مطلب

برچسب: داستان كوتاه,داستان كوتاه عاشقانه,داستان كوتاه براي كودكان,داستان كوتاه كردن موهام,داستان كوتاه كردن موهاي بلند,داستان كوتاه ترسناك,داستان كوتاه انگليسي,داستان كوتاه فارسي,داستان كوتاه آموزنده,داستان كوتاه كردن مو, نویسنده: حامد قاسمی تاريخ: پنجشنبه 1 مهر 1395 ساعت: 0:23

ماندن، سنگ بودن است و رفتن، رود بودن .

بنگر که سنگ بودن به کجا می رسد جز خاک شدن ،

و رود بودن به کجا می رود جز دریا شدن ...

برچسب: نویسنده: حامد قاسمی تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 6:21

چشم ها را بايد شست جور ديگر بايد ديد. ( سهراب سپهري ) انسان اگر انديشه ايي مثبت داشته باشد و حكمت رويداد هارا بپذيرد همه سختي ها و فراز ونشيب هاي زندگي را به نوعي به نفع خود ميبيند. مشكلات نيز خود باعث رشد و تعالي انسان شده و از انسان يه قهرمان ميسازد و او را به فولاد آبديده اي كه مقاومت بالاتري دارد تبديل ميكند حال آنكه اگر مشكلات نباشند و مارا به چالش نكشانند همان انسان ضعيف باقي خواهيم ماند. پيامبران ما رنج و سختي را موهبتي از جانب خداوند ميدانند در حالي كه يك انسان معمولي اين سختي را از چشم خداوند افتادن و عذاب ميداند. بنابراين با عوض كردن نگرش از ادامه مطلب

برچسب: مثبت اندیشی و منفی اندیشی, نویسنده: حامد قاسمی تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 6:21

صفحه بندی